نمايش خبر

بوشهر هاست .. www.Busherhost.com .... ارائه دهنده سرويس های ميزباني وب، طراحی وب سايت های حرفه ای
بوشهر گاز ... www.Bushehrgas.com ... سایت جامع گاز استان بوشهر

پیغام روزانه

بوشهر هاست جمعه زیبایی را برای شما آرزو می کند .

نکنه

سرپناه انسان هاى نخستين مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
اخبار - فرهنگی
آسمان نيوز   
یکشنبه, 24 آبان 1388 ساعت 23:42


سرپناه انسان هاى نخستين
نقش دلمن‏ها، من هيرها، تريليت‏ها و استون هنج‏ها در معمارى باستان 

تغيير زندگى بشر از صورت نخستين خود، شناخت محيط، ساخت ابزار، به خدمت گرفتن سنگ به عنوان ماده‏اى مستحكم براى ايجاد سرپناه و پيدايش معمارى، تحول مهمى در حيات انسان ايجاد كرد .



 اين امر به نوبه خود باعث پيدايش «دلمن‏ها» «من هيرها» ، «تريليت‏ها» و «استون‏هنج‏ها» در معمارى روزگار باستان گرديد .

«دلمن‏ها» تخته سنگهاى مسطحى هستند كه عموما روى چند پايه، يا «من هير» قرار دارند . اين بناها از دير باز توجه باستان‏شناسان را به خود جلب كرده‏اند . برخى از آن به عنوان «ميز سنگى‏» ياد كرده‏اند و بعضى آن را محل آسايش مردگان دانسته‏اند وعده‏اى حدس مى‏زنند كه اين سنگها بقاياى قربانگاه يا پرستشگاه باشند . دانشمندان «دلمن‏ها» را مربوط به عصر «نئولتيك‏» دانسته‏اند و معتقدند كه دلمن‏ها تحول و ظهور انسان اوليه را به نمايش مى‏گذارد . مقاله پژوهشى حاضر كه ثمره كوششى چهار ساله است، عهده‏دار بررسى علمى اين پديده‏ها از جنبه باستان شناختى است .

واژه نئولتيك (1) (neolithique) از تركيب دو كلمه يونانى " neo س به معنى تازه و نو و " lito س يعنى «سنگى‏» گرفته شده است . در اين عصر يخبندان جاى خود را به گرما و رطوبت مى‏دهد . هوا براى زندگى انسان آماده‏تر و مساعدتر مى‏گردد . اروپا شكل فعلى خود را مى‏يابد . جنوب اروپا بخصوص ايتاليا و فرانسه داراى دره‏هاى سرسبز مى‏شوند . جنگل‏ها و كوهها را مى‏پوشاند . با شروع زندگى دسته جمعى، دهكده‏ها ظهور مى‏كنند . بين دهكده‏ها، مزارع جهت كشت و زرع ساخته مى‏شود . جاده و ارابه [هر چند بزرگ و خشن] ساخته و هنر قايقرانى در رودخانه با يخ‏هاى آب شده شكل مى‏گيرد .

معمارى طبيعى غارها ديگر انسانى را كه به هواى آزاد و آفتاب خو كرده، اقناع نمى‏كند . خانه‏هاى مصنوعى و هنر معمارى ظهور مى‏كند . معمارى و ساختمان نيز افزونتر مى‏گردد . هر سه اين كاراكتر معمارى را ادامه مى‏دهند [يعنى همان سبك آبستره] اين مطلب يكى از حقايق بسيار مهم تاريخ هنر بشر ا ست . جرقه‏ها و نخستين بارقه‏هاى آغازين تمدن بشرى با استفاده بشر از سنگ آغاز شد و در طى قرون و اعصار، بهره‏ها برد . پس از زندگى در جنگل و غارنشينى كه پناهگاه‏هاى اوليه طبيعى انسان بوده و در آن هنگام كه به دنبال صيد شكار و گردآورى غذا، تغيير مكان داد، امكان زيست‏بهتر او را فراهم ساخت . ماندگارى او در اينگونه اماكن، نيازمند سكونتگاههايى بود كه امنيت زندگى او را ميسر مى‏ساخت . بر سر تپه‏ها و پهن دشت‏ها، از تخته سنگهاى جسيم و بزرگ و با روى هم قرار دادن يا پهلوى هم گذاشتن آنها، پناهگاه ساخت . اندكى بعد سرپوشى [تخته سنگ دلمن (2)] از سنگ بر آن نهاد كه امروزه در دنياى باستان از آن بنام دلمن (Dolmen) ياد مى‏شود .

دلمن‏ها تخته‏سنگهاى مسطحى هستند كه عموما روى سه يا چهار من هير (menhir) قرار دارند و به‏صورت «ميز سنگى‏» درآمده‏اند . برخى از آن به‏عنوان ميز سنگى و محل آسايش مردگان ياد كرده‏اند . برپاره‏اى از دلمن‏ها، نقوشى مانند خورشيد، مثلث و غيره حك شده است . بعضى حدس مى‏زنند اين سنگها، بقاياى قربانگاه يا پرستشگاه است، شايد هم ترتيب قرارگرفتن اين سنگهاى پهن و بزرگ در ساختمان‏هايى كه باقيمانده، مربوط به امور نجومى و فلكى باشد .

پيدايش معمارى دلمن‏ها در عصر نئولتيك، تحول و ظهور انقلاب انسان اوليه را به‏نمايش مى‏گذارد . هرچند اين انقلاب در تمامى يا بخش اعظمى از گيتى همزمان صورت نگرفته، اما تحول معمارى موجب پيدايش توان و قدرت انسان و برترى و غلبه او بر پيكره طبيعت را فراهم ساخت . بشر گذشته است از صيد ماهى و گردآورى غذا برداشت و به استفاده از زمين و (به‏اصطلاح) به هنرنمايى پرداخت . با كشت‏حبوبات در غذاى خود، تنوعى ايجاد كرد . از راه كاشتن كنف و استفاده از الياف گياهى براى خود، لباس تهيه كرد . اسلحه‏هاى سنگى جاى خود را به تبرهاى سنگى صيقلى و تبرهاى با دسته‏هاى چوبى و غلافى از شاخ گوزن داد . گل رس به‏دست توانمندش شكل يافت، از غار بيرون آمد و كلبه‏هايى از گل و شاخه‏هاى درختان ساخت و گرداگرد آن‏را خندق يا حصارى نرده مانند كشيد . به قابليت و استحكام سنگ بيش از پيش پى برد . از كنار هم قراردادن دو تكه سنگ با سرپوش برگ و شاخه‏هاى درختان، خانه ساخت وبدين‏ترتيب تحولى نو در ساختمان و بنايش ايجاد كرد . بى‏گمان بناهايى كه امروزه از آن به عنوان «دلمن‏» ياد مى‏شود، باقى‏مانده عصر نئولتيك است . اين عصر نقطه آغازين حيات دلمن توسط بشر به‏حساب مى‏آيد . از مجموع كلبه‏هاى خود، دهكده‏ها بنا كرد . در پيرامون آن از تيرهاى چوبى به بلندى پنج تا شش متر كه با سنگ يا آتش تيز شده بودند در زمين‏هاى باتلاقى فرو كرد و بر فراز آن سكويى ايجاد كرد . كلبه‏اى ساخت . اين خانه‏ها به‏نام خانه‏هاى درياچه‏اى (3) ء يا مردابى د معروفند . تعداد زيادى از اين نمونه‏ها امروزه در سرزمين سوئيس دركنار درياچه «زوريخ‏» كشف شده است . بقاياى شهرهاى درياچه‏اى را امروزه در فرانسه، ايتاليا، انگلستان، روسيه ، آمريكاى شمالى وهندوستان نيز يافته‏اند . نمونه‏هايى از اين شيوه معمارى امروزه در «بورنئو» و «سوماترا» و گينه جديد، يافت‏شده است . در گران پرسين ( randPerssian) آثار تراشه وسيعى ديده شده كه اختصاص به ساختن تيغه‏هاى بزرگ سنگ چخماخ داشته است لذا ابزار سنگى از كاربرى‏هاى اوليه خارج و وارد مرحله‏اى پيشرفته‏ترى شد . از سنگ در معمارى - ساخت‏بت و ابزار زندگى، مقابر، معابد، اهرام - بهره جست، كه بعدها در معمارى دلمن‏ها و در كنار استون (4) هنج و تريليت (5) و من‏هير، شكل متكامل‏ترى يافت و برجسته‏ترين ومشهورترين بناهاى تاريخ حيات آدمى ظهور كرد . شكل‏گيرى اين بنا كه به تصور برخى از باستان‏شناسان به‏عنوان قبور عصر مگالى‏تيك‏» (megalithique) طبقه‏بندى شده، در اصل بر حجره‏هاى آرامگاه با ديوارهاى سنگى و سقفى از سنگهاى عظيم‏الجثه و عريان كه به‏عنوان سنگچين قائم نيز خوانده، ظاهر شد كه بعدها معنا و مفاهيمى ويژه يافت . عصر باشكوه نئولتيك در آغاز هزاره ششم قبل از ميلاد در خاور نزديك و نيز «هزاره پنجم‏» تقريبا در سراسردنيا منتشر شد و اين دوره‏اى است كه باستان‏شناسان در مزوپوتاميا mezopotamia بين‏النهرين) به تمدن جارمو (Jarmo) در مصر باستان (بادار (Badari و (آمارتى ( Amarti معروف شد .

و سرانجام در هزاره چهارم پيش از ميلاد منشاء اكتشافات قابل توجهى گرديد . و در طى اين مدت علاوه بر تهيه و استفاده از دست‏افزار به مراتب بهتر و كاراتر از قبل، (پالئولتيك) با تغييراتى كه بدان بخشيد در نحوه عملكرد آنها نيز تغييراتى به وجود آورد، كه برخى از اين ابزارآلات وى جنبه تقريبا تخصصى‏ترى بخود گرفت . از جمله دسته هاون و سنگساب، را مى‏توان نام برد .

لذا درمى‏يابيم كه بشر اوليه با شروع انقلاب در عصر نئولتيك توانست اجتماعات ادوار پالئولتيك و مزئولتيك را از بن‏بست نجات دهد و اين تحول در عصر نئولتيك به وقوع پيوست . و اينجاست كه اختلاف ميان تجهيزات مردم اين عصر با ادوار قبل، آشكارتر شد . هرچند از مذهب اين‏دوره اطلاعات چندانى در دسترس باستانشناسان نيست دلمن‏ها و من‏هيرها، از روى بناهاى سنگى بزرگى كه به نام مگالتيك معروف است و امروزه در اغلب دنيا از آفريقاى شمالى - اروپاى غربى . غرب آسيا تا هند و ژاپن مى‏توان مشاهده كرد . اما اينكه اين بناها براى گورستان‏ها يا جهت انجام مراسم مذهبى به كار مى‏رفته، گذشته از اين در اين دوره به بناهايى برمى‏خوريم كه به نام دلمن و من‏هير معروف هستند كه در كارناك واقع در برتانى (Bertani) فرانسه يافت‏شده‏اند . ويژگى معمارى دلمن‏ها اين است كه با من‏هير حيات مى‏يابد . بى‏شك معمارى عصر نئولتيك با دلمن‏ها - من‏هيرها و تريليت‏ها و استون هنج‏ها - شكل يافت . يعنى من‏هيرها به صورت سنگهاى قائم برروى زمين استوار گشتند، كه با دو من‏هير قائم شكل، تخته سنگ مسطح برروى آن قرارگرفت و تشكيل بناى تريليت [ Trilithique] دادند . برپاره‏اى از دلمن‏ها نقوشى مانند خورشيد - مثلث‏حك شده كه شايد نشان از باورهاى مذهبى انسان نخستين در آرامگون‏هاى پيش از تاريخ باشد .

دمولگان (Demolgan) ترتيب قراردادن اين سنگهاى بزرگ را به عنوان پرستشگاه مى‏داند . و برخى نيز اين سنگهاى عظيم بيادگار مانده را به امور نجومى و فلكى مى‏پندارند و اشنايدر (Schneider) نيز آن را با تقويم، ارتباط داده است . برخى از محققين نيز براين عقيده‏اند كه اين سنگها بخصوص آن تعداد سنگهاى مكشوفه در برتانى «فرانسه‏» نشانه‏هايى از اعتقاد انسان عصر نئولتيك به مذهب‏اند .

البرماله وژول ايزاك در كتاب تاريخ «ملل شرق و يونان‏» در اين‏باره مى‏نويسند ... انسان از ازمنه ماقبل تاريخ در اوانى كه عهد سنگ صيقلى را مى‏پيمود، آثارى برافراشته كه تا امروز برپا و عبارت است از سنگهايى كه نتراشيده و بى‏ترتيب جابه‏جا نصب گرديده و چون در خاك بروتانى ، به وفور وجود دارد، به زبان اهل آن محل به «من‏هيرو دلمن‏» مشهور است . وى از كاربرد آن اطلاعات قابل توجهى ارايه نداده و مى‏گويد: معلوم نيست كه بشر چه استفاده‏اى از آن نموده است . با آنكه از وجود دلمن‏ها در بخش وسيعى از دنياى باستان ذكرى به ميان آمده، ولى نكته قابل توجه نحوه شكل‏گيرى، فرم و فضاى آن است .

با بررسى دقيق دلمن‏ها در مناطق باستانى دنيا، به اين نتيجه مى‏رسيم كه آب و هوا و شرايط جغرافيايى در شكل‏گيرى و فرم اين نوع بناها، تاثيرگذار بوده‏است . دلمن‏هاى مكشوفه در سرزمين روسيه به دليل سردسيربودن و نيز انبوه جنگل‏ها بصورت كلبه‏هاى انسان‏هاى نخستين و از فرم متناسب‏ترى برخوردار بوده‏اند، معمارى دلمن دراين مناطق داراى ورودى مدور كه ارتفاع بعضى از آن اندازه نيم‏متر بوده، البته برخى علت‏ساخت اين ورودى مدور را جهت تابش نور خورشيد ذكر كرده‏اند . دلمن‏هاى روسيه اغلب درميان انبوه جنگل‏هاى مناطق tuapse , Gelendjik . Sochi - novorossiysk قرار دارند كه شكل ظاهرى اين بناها از تركيب تريليت (سه سنگى) تا حدودى خارج و فرم كلبه‏اى پيداكرده‏اند . به طورى كه دلمن‏هاى روى من هيرها، از يك تخته سنگ مسطح بزرگ كه سقف بنا را بكلى پوشانده، شكل يافته‏است .

اما «دلمن‏» هاى ناحيه Kahakdong و Kwangmyong نزديك سئول به صورت ميزهاى خرپشته‏اى و عموما در يك رديف قرارگرفته‏اند .

در «كاهك دونگ‏» تقريبا 9عدد لمن به صورت خرپشته‏اى كه در يك رديف قرار گرفته‏اند، ديده مى‏شود . با وجود اينكه منطقه‏اى پوشيده از درخت است، براين باورند كه اين سنگهاى جسيم و بى‏شكل از مناطق ديگر «كره‏» به آنجا آورده‏شده‏اند . اندازه بعضى از اين سنگهاى عظيم حدود 60×6/2×9/2 سانتى‏متر است . اين دلمن‏ها همانطور كه پيشتر اشاره شد درميان انبوهى از درختان جنگلى قرارگرفته‏اند . تعداد 8 دلمن ديگر به صورت پراكنده درگوشه‏هاى ديگر جنگل يافت‏شده كه متاسفانه به دليل عدم توجه، بخشى از آنها نابود شده‏اند .

براستى اين آرامگون‏ها در عصر مگالتيگ، مفاهيم مذهبى داشته و بايد آن را در اعتقادات مذهبى‏جست جوكرد0

دلمن‏هاى مكشوفه در «برزيل‏» BRAZIL ازنظر شكل ظاهرى بزرگترين دلمن‏هاى دنيا محسوب شده‏اند . به طورى كه وزن 3 دلمن بيش از يكصد مترمربع فضا اشغال كرده و به صورت چهارگوشه، سطح آنها از سنگهاى بزرگ تشكيل شده‏است .

عمده دلمن‏هاى مكشوفه در برزيل توسط باستان‏شناسانى چون Arthurfranco , J . cardoso از Portoalegve دراين كشور پيدا شده‏است . ساختمان و فرم اين معمارى نشان مى‏دهند كه ساكنان اوليه اروپايى و آمريكايى داراى اعتقادات مذهبى خاص بوده‏اند . به طور مشخص درجنوب برزيل مكانهاى باستانى متعدد يافت‏شده كه داراى قبور عصر مگالتيگ (megalithique) هستند كه ساختمان دلمن‏هاى آن بصورت فرم اوليه همچنان باقى مانده‏اند . در برزيل اغلب دلمن‏ها به وسيله سه يا چهار سنگ بزرگ محافظت‏شده‏اند . امروزه دلمن‏ها دركنار من‏هيرها و تريليت‏ها به عنوان منابع مورد استناد پژوهشگران و باستانشناسان از اهميت‏خاص برخوردار شده‏است .

باستان‏شناسان امروزه از آثار مكشوفه در بيل‏بائو (BIL Bao) و نيز اسپانيا و از آثار بدست‏آمده در قبور مكشوفه Castles نزديك - Monastic - دلمن‏هاى منطقه " Abkh Zia و نيز آثار بدست آمده در برتونى، ساليزبورى و كارناك و غرب آسيا و شرق اروپا به عنوان بناهاى مذهبى ياد كرده‏اند . تجمع اين آرامگورهاى عصر مگالتيك را به عنوان نشان گورها نيز دانسته‏اند .

دلمن‏ها درعين پيچيدگى ساختمان (ازنظر نوع شكل‏گيرى) ساده‏ترين شكل گورهاى عصر سنگى محسوب مى‏شوند .

گوردن چايله دركتاب «درآمدى بر باستان‏شناسى‏» گورهاى سنگى در دانمارك را قديمتر از ديگر نقاط ذكر كرده‏است . با افول مذهب در دوره ماگدالنى " magdalenien و گسترش مجدد آن درعصر نوپاى نئولتيك (neolithique) از روى بناهاى سنگى بزرگ به آثار ديگر برمى‏خوريم كه به من هير (menhir) مشهوراند .

من هيرها به سنگهاى عظيم و جسيمى اطلاق مى‏شود كه ستون مانند و بى‏شكل بر سر پاى ايستاده كه كاربرد «تنها» ى آن بر باستانشناسان مشخص نشده است . و تنهادر كنار دلمن‏هاو تريليت‏ها شكل و فرم معمارى پيدا كرده است .

همانطور كه اشاره شد در مصر نئولتيك مذهب اهميت‏خاصى داشت، شايد از آن، به عنوان نشان گورها يا جهت مراسم مذهبى كاربرى داشته است . در كارناك فرانسه، واقع در برتانى نمونه‏هاى زيادى از آن به چشم مى‏خورد كه لفظ امروزه دلمن و من هير از آن گرفته شده است .

امروزه من هيراى بسيارى در مناطق جهان از جمله كارناك - ساليسبورى ونيز تمام اروپا و آفريقاى شمالى و آسيا و حتى هندوستان - چين و ژاپن يافت‏شده است . من هيرها داراى فرم و اشكال متفاوت و در عين حال جالبى بودند .

اين سنگها گاه داراى وزنى دو يا سه تن بوده كه انسان نخستين آن را به صورت ستونى بى‏شكل برافراشت . باستانشناسان و محققان پيكره سه معمارى پيشين را در من هيرها جست و جو مى‏كنند .

معمارى دلمن‏ها من هيرها، تريليت‏ها و استون هنج‏ها در روزگار گذشته، جمله معروف و مشهور ناپلئون قدس سره‏1798 ميلادى [در برابر هرم خئوپس [ cheops] كه گفت: ... كارى شگرف در توان بزرگ زادگان‏» را در اذهان باستانشناسان تداعى مى‏سازد .

اليات اسميت (ELLIOTSMITH) در مهاجرت نخستين تمدن مى‏گويد:

تمدن نوسنگى ويژه‏اى در سراسر جهان گسترده شده بود كه نمى‏توان هرگز گمان برد چنين تمدنى در جاهاى مختلف دنيا جداگانه پديدار شده باشد . اين تمدن كه در سراسر زمين‏هاى مسكونى‏نژاد از سواحل مديترانه و آن سوى هند كرانه‏هاى اقيانوس آرام و چين، مكزيك و پرو گسترده شده است . وى اين تمدن با ويژگى خاص آنان را تمدن آفتاب سنگى مى‏نامد . برخى از ويژگى اين تمدن را، ختنه كردن، بسترى كردن پدر هنگام به جهان درآمدن نوزاد، بر پا داشتن ساختمان‏هايى از سنگهاى بزرگ به نام مگاليت‏به شكل «استون هنج‏» ذكر كرده است . نورمن لوكير . (hormanlockyer) مى‏گويد: پرستشگاه‏هاى مصر، آشور، بابل و مشرق ، رو به يك سو دارند . بيشتر مگاليت‏ها با گران سنگ دايره وار چيده شده، كه قربانگاه آسمان در پكن نيز رو به جايگاه بردميدن خورشيد در ميان زمستان دارند . به روزگار امپراطورى «چين‏ها» كه تا چندين سال پيش بر پا بود يكى از مهمترين وظيفه‏هاى امپراطورى همانا قربانى كردن و دعا كردن در اين پرستشگاه‏ها بوده است . اما اين بناهاى سنگى در نقاط دنيا نمى‏توانسته قربانگاه باشد؟ چرا كه قربانگاه به جايگاه خاصى نياز داشته است . در هيچ يك از حفارى‏هاى باستانشناسى، چنين جايگاهى كشف نشده است . هر چند كه منشا تمام اين بناها را در اعتقادات مذهبى مردم آن روزگار بايد دانست . نكته‏اى كه قابل ذكر است اين است كه پرستشگاه‏هاى يونانى و استون هنج‏ها به سمت‏بردميدن خورشيد در ميان تابستان تمايل دارند .

واژه تريليت Trylitoe به معنى سه سنگى است كه از دو دلمن و من هير تشكيل شده است . وقتى دو من هير به صورت قائم و بر روى آن يك تخته سنگى دلمن شكل قرار گرفت، تريليت فرم پيدا كرد . تريليت داراى دو پايه سنگى افقى (من هيرو يك دلمن) تخته سنگ مسطح است .

بناهاى سنگى مشهور به تريليت‏ها كه امروزه در بخش اعظم اروپاى غربى و برخى نواحى هندوستان، چين و ديگر نقاط مشاهده شده، با نمونه‏اى از خانه‏هاى سنگى آدميان در گذشته، قابل مقايسه است كه مورد استفاده قرار گرفته است . با اين تفاوت كه در خانه‏هاى آدميان علاوه بر استفاده از سه تخته سنگ بزرگ، بخش عقب منازل را از پوشش‏هاى گياهى، چوبى و سنگ مى‏پوشاندند .

اين گونه خانه‏ها آن طور كه به نظر مى‏آيد داراى يك تخته سنگ جهت مسدود كردن درب منازل، به كار مى‏رفته تا از مزاحمت‏حيوانات در امان باشد . اين بنا (كلبه انسان نخستين) كه از تركيب يك دلمن و سه من‏هير تشكيل شده، نخستين مرحله پيدايش دلمن‏ها ، من‏هيرها و تريليت‏ها در مناطق مختلف دنيا را سبب گرديد .

تريليت‏يا تريلتيون " Trilithon مكشوفه در جزيره تونگهاى پولينزى باخترى به صورت دروازه بزرگى از سنگهاى يكپارچه ساخته شده است . فرم ديگرى از معمارى بشر پيش از تاريخ محسوب مى‏گردد . ورودى اين دهكده در پولينزى، نماى باشكوهى از معمارى انسان عصر نئولتيك را به نمايش گذاشته است .

در اين نوع پوشش معمارى، تناسب بين پايه‏ها و پوشش روى آن بيشتر به خاطر حس وزن و سنگينى آن است . برافراشتن اين سنگهاى عظيم و با شكوه، نشان از دانش فنى مهندسى مردم عصر نئولتيك در ميان مردم پولينزى دارد . برخى محققان امروزه براين باورند كه تريليت‏ها محصول تلاش انسان قرن بيستم است، كه باور اين موضوع جاى تامل دارد .

استون هنج‏ها (Stonehenge) نيز داراى قدمتى 3700 ساله‏اند كه در حوالى بريتانيا و فرانسه به وفور يافت مى‏شوند و معمارى آن متعلق به 1700 سال پيش از ميلاد است . طول اين سنگها سه متر بوده و با قرار گرفتن دو استون هنج در كنار هم و يك پايه (تخته سنگ) مسطح بر روى آن، تريليت‏به زيباترين فرم خود دست‏يافت . چرا كه «استون هنج‏» به صورت قائم برخلاف من هيرها از فرم و شكل بهترى برخوردار است . وزن استون هنج‏ها به چهارتن مى‏رسد .

دارك " "Dark استون هنج‏ها را يكى از بهترين مثال‏ها براى نشان دادن دشوارى بازشناسى مفاهيم باستان‏شناسى معرفى مى‏كند .

معمارى و فرم استون هنج‏ها يكى از بحث‏انگيزترين مباحث در ميان من هير وردلمن (تريليت‏ها) است .

در حالى كه عده‏اى ديگر براين باورند كه سنگهاى بنا شده، در حقيقت نوعى تقويم اخترشناسى است دنتون كوركر مارشال (Denton . k . k . marshal) كه در زمينه معمارى صاحب‏نظر است در انگلستان عهده‏دار مرمت اين بناهاى عظيم باستانى به منظور جلب سياحان و گردشگران شده است . در سال 1920 ميلادى استخوان‏هايى از انسان در اين مجموعه بناهاى استون هنجى در انگلستان كشف گرديد كه جسد متعلق به انسانى بوده كه دريكصد سال پيش از ميلاد مسيح مى‏زيسته است .

امروزه از استون هنج‏ها در كنار من‏هير وردلمن‏ها و تريليت‏ها به عنوان يكى از آثار شگفت‏انگيز معمارى باستان ياد مى‏كنند، كه در جاى جاى اين كره خاكى از ساليز بورى در انگلستان گرفته تا كارناك فرانسه، برزيل، چين، آفريقا و آسيا تا اروپاى شرقى ادامه دارد . وجه تمايز استون هنج‏ها نسبت‏به بناهاى همرديف، نظم و انضباط و تركيب ويژه و نيز اندازه بزرگى آن است كه بعضا به حدود چهار متر و به وزن ده‏ها تن مى‏رسند .

قطعات سنگى بكار رفته در معمارى دلمن‏ها و استون هنج‏ها در جزيره ايسلند در" pohnpei "بين ده تا سى تن وزن داشته كه به صورت قطعات «بلوك‏» سنگى زيبا كار گذاشته شده به دست آمده است . در ايتاليا، قبور دوره مگالتيك " " megalithic به تعداد زيادى در دشت و دامنه‏ها به چشم مى‏خورد كه عظمت اين سنگها انسان را به تحسين و شگفتى وامى‏دارد . سنگهاى ايستاده (دلمن) در مناطق Anghelu و fassa به صورت افراشته به سبك قبور عصر مگالينيك مشاهده شده كه پيرامون آن سنگهاى عظيم بر روى سنگهاى ديگر به صورت مدور (استون هنج و تريليت‏ها) چيده شده‏اند . شايد به اين طريق مى‏خواسته‏اند محدوده قبر را مشخص سازند .

هرچند اين شيوه مقابر مگالينيك در كشورهايى چون انگلستان، فرانسه، دانمارك، ايتاليا، ايرلند، اسكاتلند و ويلز، بى‏شباهت نيست، اما نوع و شكل سنگها با توجه به سنگهاى مناطق ديگر، تفاوت زيادى دارد . مثلا سنگهاى منطقه شوروى كه دلمن‏ها و تريليت و استون هنج‏هاى آن، در ميان انبوه جنگل‏هاى سرد و پربرف و باران منطقه ساخته شده، از شكل و تركيب فرم مناسبى ساخته شده است . سنگهاى منطقه ايتاليا نيز كمى ترد و شكننده‏تر به نظر مى‏آيند . در حالى كه سنگهاى مناطق كارناك فرانسه و ساليز بورى انگلستان از استحكام و انضباط بيشترى برخوردارند .

باستان شناسان و محققان برجسته دنيا تاكنون نتوانسته‏اند از نظرات دقيقى درباره علل پيدايش و محل نخستين آثار استون هنج‏ها ارايه دهند . برخى نيز براين باورند كه در مصر استون‏هنج‏ها كه درصد مايلى غرب لندن در انگليس قرار دارند، به عنوان محل دفن روساى قبيله و نيز انجام مراسم و شعاير مورد استفاده قرار مى‏گرفت . به طورى كه هرسال در ماه ژوئن هزاران نفر از گردشگران كه نمادى از خورشيدپرستان عصر جديدند به اين مكان‏ها مى‏آيند .

در كنار اين تصاوير، اعتقاد بر كاربرد نجومى آن ذهن بسيارى از دانشمندان را به خود مشغول داشته است . آخرين سلسله بناهاى دايره‏اى شكل از استون هنج‏ها كه بين 3000 تا 1600 سال پيش از ميلاد ساخته شده است‏بهترين مكان براى ديدن طولانى‏ترين روز نيمكره در اولين روز تابستان است . بسيارى از كارشناسان معتقدند دليل دريك رديف قرارگرفتن اين بناها با خورشيد اين بوده كه سازندگان و خالقان آن خورشيدپرست‏بوده‏اند .

معمارى استون هنج‏ها كه از تركيب من‏هير و دلمن و به صورت مدور فرم يافته، فرم ظاهرى آن باعث‏شده، برخى آن را در زمينه نجوم و بعضى از آن به عنوان قبور بزرگان قبايل يا مركز پرستش و قربانى براى خدايان ياد كنند .

عادت به بنا كردن مقبره‏هاى بزرگ براى دفن كردن چندين نسل پى‏درپى به كار مى‏رفت . دقت و تزيينى كه در ساختمان مقابر صورت مى‏گرفت و نيز دفن اشياء، حاكى از آن است كه در ناحيه مديترانه برخلاف آنچه راجع به منطقه اصلى آسياى جنوب غربى ذكر شد، پرستش نياكان رواج داشت . در حوزه مديترانه، دوتمدن شكل گرفت: يكى در جزيره ايبرى و ديگرى در جزاير اژه .

مهاجران نوسنگى كه از شبيه جزيره ايبرى به سمت‏شمال روانه شدند، در جزاير بريتانيا سكنى گزيدند و هنوز علايم صورى آن در بيشترين قسمت اين جزاير برجاى مانده است . برخى از اين سكنه‏ها تا سواحل اقيانوس اطلس را دنبال كرده و تا نواحى اسكانديناوى پيش رفتند و در سرزمين‏هاى فرانسه، هلند و دانمارك امروزى ماندگار شدند و گروهى نيز به داخل خاك اروپا نفوذ كردند و از طريق شرق اروپا و رودخانه دانوب وارد اروپاى مركزى شدند . لذا ارتباط بين شبه‏جزيره ايبرى و جزاير بريتانيا در سراسر عصر مفرغ پايدار ماند . در واقع چنين برمى‏آيد كه ايبرى مركز پيدايش تمدن‏هاى مختلط مگالئيك (خرسنگى) بود كه هرچند دوره‏اى كوتاه در اروپا رواج يافت و تمدن «مگال يا تمدن خرسنگى مظهر و نماينده انتشار يك نوع آيين مذهبى در خطه اروپاى غربى شد .

در پولنيزى شرقى، هر قبيله‏اى بناهاى مذهبى خود را از عظيم‏ترين تخته سنگهاى موجود بنا مى‏كرد تا به عنوان مظهرى از نيروى مردان قبيله‏اى برجاى بماند . لذا چنين تصور مى‏رود كه ساختمان عظيم معمارى دلمن‏ها، تريليت‏ها، من هير و استون‏هنج‏ها نيز متاثر از آن تصورات باشد . درباره تمدن خرسنگى اروپا، تنبع بسيار صورت گرفته است . به طور كلى بايد گفت كه دو نوع ساختمان مگالتيك در حوزه مديترانه و نواحى مجاور آن معمول بود . در كناره شرقى درياى مديترانه تخته سنگهاى بزرگ براى ساختن استحكامات به كار مى‏رفت . استعمال قطعات بزرگ سنگ صرفا به اين دليل بوده كه در مواقع عمليات از هم جدا كردن آن به آسانى صورت پذيرد . در سواحل اقيانوس اطلس، سنگهاى بستر سختى براى برپا ساختن من‏هيرها و دلمن‏ها به شكل دايره‏اى يا در امتداد مستقيم يكديگر به كار گرفته شد . من‏هيرهاى اين مناطق، سنگهاى بزرگ درازى كه به صورت طبيعى و دست‏نخورده، به حالت عمودى بر زمين نصب گرديدند، كه بعضى از آنها وزنى معادل سى الى چهل تن داشته است . مسلما حمل كردن و بر پاداشتن آن مستلزم فراست و مهارت و دانش مردم آن عصر در فنون مهندسى بوده است . اما دلمن‏ها در اين مناطق به فرم كوچكتر شبيه ساختمان مسقف بوده كه از چند قطعه سنگ به عنوان پايه و يك تخته سنگ بزرگ مسطح به عنوان سقف قدس سره‏دلمن [تشكيل شدند .

در ماداگاسكار كه برپاساختن من‏هيرها و دلمن‏ها حتى تا سال‏1928 ميلادى معمول بوده، هر كدام به منظورى كاملا متفاوت با آنچه تاكنون ذكر شد، ساخته شده‏اند .

دلمن‏هاى ماداگاسكار به عنوان لوحه‏هايى براى ذكر نذرها و پيش‏كش‏هايى كه مى‏بايستى در راه پرستش نياكان نثار شود به كار مى‏رفت . ولى در تمدن خرسنگى اروپا، من هيرها نه به منظور مقبره فردى، بلكه به خاطر برقرار داشتن يادبود شخصيتى برجسته يا بنايى بزرگ كه مورد تكريم و ستايش افراد جامعه بود . به عبارت ديگر به عنوان نوعى مقبره سرباز گمنام بر فراز مكانى برجسته و مشرف به اطراف ساخته مى‏شد . به همان شيوه كه زيگورات‏ها در دشتى وسيع و باز، جهت نيايش و پرستش برپا گرديدند . از بناهاى سنگى عصر (تمدن خرسنگى) استون هنج‏ها بهترين نمونه شكل‏گيرى آن به حساب مى‏آيند . استون هنج‏هاى مكشوفه در انگلستان به دقت تام روبه سمت معينى قرارگرفته‏اند و ظاهرا وجود آنها معلول نوعى خاص از پرستش خورشيد بوده است . گرچه تمدن خرسنگى در اواخر عصر نوسنگى، اروپاى غربى را فراگرفت . برافراشتن بناهاى خرسنگى در سراسر عصر مفرغ دامنه وسيعى از جهان را پوشاند، كه در دوره ظهور و انتشار اقوام سلت‏ها (celts) يعنى قرون سوم و چهارم قبل از ميلاد نيز انواع آن ساختمان‏ها جهت امور مذهبى به كار گرفته شدند .

نتيجه‏گيرى:
از آنچه كه گفته شد مى‏توان چنين استنباط كرد كه دلمن‏ها تخته سنگهاى مسطح بودند كه روى دو يا سه و گاه بر روى چهار من‏هير (تخته‏سنگهاى قائم) قرارگرفته و به صورت ميزى سنگى درآمده‏اند . برپاره‏اى از اين دلمن‏ها در ميان قبايل ساكن جزاير پولينزى و اروپا نقوشى (مانند خورشيد - مثلث) حك شده است . بعضى حدس مى‏زنند كه اين سنگها بقاياى قربانگاه يا نوعى پرستشگاه عصر نئولتيك باشد . و نيز ممكن است ترتيب قراردادن اين نوع سنگهاى بزرگ در ساختمان‏هايى كه به يادگار مانده‏اند مربوط به امور نجومى يا فلكى باشند . بعضى‏ها، دلمن‏ها را مبدا معمارى منحنى‏الخط (مشرق و روم) باستان مى‏دانند . بن اشتناين (Benstenten) دلمن‏ها را محل قرارگرفتن قبور مى‏داند . تريليت‏هاى مكشوفه در اروپا، هند، ژاپن، برزيل، دانمارك، روسيه، اسكاتلند، انگلستان، ايتاليا و ايسلند با توجه به نوع سنگها و موقعيت جغرافيايى، اشكال متفاوتى يافته‏اند .

تريليتون‏هاى جزاير تونگاى پولينزى باخترى از سنگهاى بزرگ و يكپارچه به عنوان دروازه ورودى ساخته شده و حكايت از شهرك‏هاى عصر نوسنگى دارند . به عبارتى مى‏توان اينگونه معمارى را خاص شاهك‏نشين‏ها و نيز رواج دهكده‏هاى عصر نئولتيك دانست .

بحث اين معمارى گسترده و پر رمز و راز كه منشا جهان شمولى دارد در بخش وسيعى از دنياى باستان پراكنده شده است . اطلاق واژه‏هايى چون آرامگورها، محل دفن اجساد پايگاه مذهبى مردان عصر نئولتيك، قدرت و شكوه خدايان، محل آسايش و آراميدن مردگان، تختگاه ارواح و ... بيانگر اين است كه باستانشناسان و محققان بايد بدان توجه خاص داشته باشند تا نكات تاريك تاريخ اين معمارى را مشخص سازند . باستان‏شناسان اصرار دارند كاربرد بناهاى سنگى مگالتيك را به عنوان مراسم مذهبى بيان دارند . از «استون هنج‏ها» به عنوان پرستشگاه اقوام «بدوى‏» در اروپا نام رفته است . در بيشتر مكان‏هايى كه اين نوع معمارى‏ها يافت‏شده‏اند نشان از وجود سنگهاى مورد نياز است . اما مراكزى چون ساليزبورى و كارناك، فاقد سنگهاى مورد نياز بوده و لذا اين سنگهاى عظيم‏الجثه از مناطق دور بدانجا آورده شده‏اند تا مردگان در آرامگورهايشان به دور از نفوذ ارواح شيطانى بيارامند . نكته قابل ذكر اين است كه بشر اين دوره با خلق اين گونه آثار داراى اهداف خاصى بوده است .

از آنجا كه كاوش وتحقيقات باستان‏شناختى مى‏تواند نكات تاريك بيشترى را مشخص سازد، امروزه برخى از محققين سعى دارند تا به دليل عظمت اين سنگها و جابه‏جايى آنها، آن را به انسان قرن بيستم منتسب كنند، كه بى‏شك اين گونه نظرات، هيچگاه ارزش علمى نخواهند داشت

آخرین بروز رسانی در یکشنبه, 24 آبان 1388 ساعت 23:44
 

حاضرین در سایت

ما 1 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز18
mod_vvisit_counterدیروز158
mod_vvisit_counterکل بازدیدها26207
آسمان نيوز, Powered by BusherHost