نمايش خبر

بوشهر هاست .. www.Busherhost.com .... ارائه دهنده سرويس های ميزباني وب، طراحی وب سايت های حرفه ای
بوشهر گاز ... www.Bushehrgas.com ... سایت جامع گاز استان بوشهر

پیغام روزانه

بوشهر هاست پنج شنبه زیبایی را برای شما آرزو می کند .

نکنه

کشف قاره امريکا؛ مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
اخبار - فرهنگی
آسمان نيوز   
یکشنبه, 24 آبان 1388 ساعت 23:38

کشف قاره امريکا؛ کريستف کلمب، چيني ها يا اعراب!؟     
 
در سال 1902 ميلادي اولين كتاب درباره قاره امريكا نوشته شد. در اين کتاب درباره قاره امريكا و چگونگي كشف آن به طور مفصل صحبت شد. نگارش اين کتاب انجام مطالعات بسياري در قرن بيستم را به دنبال داشت.


اولين كتابي كه درباره قاره امريكا نوشته شد در سال 1902 ميلادي بود كه در آن درباره قاره امريكا و چگونگي كشف آن به طور مفصل صحبت شده بود. اين كتاب باعث انجام مطالعات بسياري در طول قرن بيستم شد. در آن هيچ شكي نيست كه كشورهاي مختلفي سعي مي‌كردند تا به هر طريقي ثابت كنند كه كاشفان اصلي اين قاره آن‌ها بوده‌اند. اين موضوع حتي بحث و جدل‌هاي فراواني را در طول تاريخ باعث شده است. اما بر اساس مطالعات تاريخي من اعراب و مسلمانان اولين كساني بوده‌اند كه به انتهاي دريايي كه به آن اكنون اقيانوس اطلس مي‌گويند، رسيده‌اند. بر اساس نقشه‌هايي كه از مسلمانان به جا مانده نشان مي‌دهد كه آن‌ها قبل از اسپانيايي‌ها و پرتغالي‌ها به قاره امريكا رسيده‌اند.

قبل از اين كه به اثبات نظريه خود بپردازم بايد در اين جا از كتابي برايتان بگويم كه در سال 2002 توسط كاون منزيس نويسنده انگليسي نوشته شده است. اين كتاب در سال 1421 هجري قمري با نام كشف چينيان باستان براي جهانيان به عربي ترجمه شد. اين نويسنده انگليسي مي‌گويد كه اين كتاب ماحصل 10 سال مطالعه و پژوهشي است كه انجام داده و جمعيت جغرافياي بريتانيا در لندن آن را تاييد كرده است و او درباره آن در تلويزيون مصاحبه داشته و 36 كشور جهان نتايج تحقيق او را از زبان او شنيده‌اند.
فواد سزگين، محقق ترك تبار

در اينترنت نيز درباره اين موضوع بحث‌هاي فراواني انجام شد و جدل‌هاي فراواني پيرامون آن صورت گرفت.
حقيقت اين است كه در سال 1405 ميلادي امپراطوري چيني عده‌اي را به عنوان نماينده صلح و دوستي به مناطق مختلف جهان فرستاد تا روابط ديپلوماسي خود را گسترش دهد. نتايج اين سفرها به طور دقيق در نزد چينيان موجود است. اما اين حوادث در تاريخ اسلامي بدون ذكر نام و مكان وجود دارد. همچنين معروف است كه رئيس اين فرستاده شدگان يك مسلمان بود.

نويسنده انگليسي معتقد است كه اين فرستادگان فقط به كشورهاي پيرامون اقيانوس آرام تا اقيانوس اطلس سفر نكرده‌اند بلكه به آن سوي اقيانوس آرام نيز رسيده‌اند. منزيس همچنين معتقد است كه اين دريانوردان چيني اولين كساني بوده‌اند كه نقشه اقيانوس هند و به خصوص آفريقا را به طور صحيح و كامل طراحي كرده‌اند. حتي او معتقد است كه آن‌ها به قاره امريكا رفته و نقشه اقيانوس اطلس را در آن‌جا كشيده و سپس از طريق تنگه مارين در شمال اروپا به چين بازگشته و نقشه آسيا و اروپا را تكميل كرده‌اند.

در اين جا من قصد ندارم كه درباره نظريه اين نويسنده انگليسي توضيح دهم و حتي نمي‌خواهم نظريات او را اثبات و يا درباره آن‌ها بحث كنم اما بايد بگويم چيز اساسي‌اي كه در حرف‌هاي اين نويسنده انگليسي به چشم مي‌خورد اين است كه اين چيني‌ها بوده‌اند كه نقشه كامل را كشيده و نقشه اساسي اروپا را در قرن شانزدهم به تصوير كشيده‌اند.

در اين حال منزيس خود را در مقابل نقشه پرتغالي‌ها كه در سال 1502 كشيده‌اند مي‌گذارد و مي‌گويد محال است كه اين نقشه را پرتغالي‌ها كشيده باشند زيرا براي كشيدن آن در آن زمان و با ابزار موجود در آن موقع زمان بسياري لازم بود و نمي‌توان نقشه را بدون داشتن طول‌هاي جغرافيايي كشيد. چنين صنعتي تا قبل از قرن هجدهم ميلادي هنوز به اروپا نرسيده بود. چنين علمي را حتي اعراب نيز نداشته‌اند و اين تنها چيني‌ها بوده‌اند كه مي‌توانستند از ابزارهايي كه در اختيار داشتند به طول جغرافيايي به طور دقيق دست يابند.

در اين جا مثالي مي‌زنم. نقشه‌اي منسوب به اروپايي‌ها وجود دارد كه گفته مي‌شود در سال 1507 تهيه شده است. در آن نقشه شمال اروپا به وضوح مشخص شده و طول و عرض جغرافيايي نيز به طور دقيق محاسبه شده است. در اين جا نكته‌اي است و آن اين كه يقينا اين چيني‌ها بوده‌اند كه با در اختيار داشتن وسايل لازم، نقشه آسيا را كشيده و بوسيله آن به اروپا سفر كرده‌اند.

من در اين جا فقط به دو نكته اشاره مي‌كنم تا نقطه ضعف نقشه‌هاي جديد را متذكر شوم. و آن اين كه به رغم وجود گفته‌هايي از مورخين تاريخ كه مي‌گويند در قرن‌هاي نوزدهم و بيستم پرتغالي‌ها با سفر به آفريقا اولين نقشه را از آن‌جا كشيده‌اند بايد بگويم كه با بر اساس گفته‌هاي فاسكو داجاماي پرتغالي كه بعد از سفرش به جزاير سه‌گانه يا چهارگانه و شايد هم بيشتر به آفريقا از ديدن زيبايي و دقت نقشه‌هايي كه در دست دريانوردان عرب بود بسيار متحير شد. در اين جا همچنين بايد بگويم كه هيچ كدام از پرتغالي‌هاي قديم مدعي كشيدن نقشه نشدند و بارها گفته‌اند كه تمامي نقشه‌هايي كه در اختيار داشته‌اند را از سفرشان به اقيانوس هند و از دست دريانوردان آن مكان‌ها گرفته‌اند. از اين رو نبايد از گفته‌هاي نويسنده بريتانيايي متعجب شويم كه مي‌گويد غيرممكن است پرتغالي‌ها مبدع نقشه باشند زيرا هيچ ابزاري براي تعيين و اندازه‌گيري طول‌هاي جغرافيايي در اختيار نداشته‌اند. درباره نقشه جهان نيز بايد گفت كه آن‌ها در سال 1507 تنها يك نقشه‌ در اختيار داشتند كه به آن مي‌گفتند وَلدسيموُلَر Waldseemuller كه هيچ گاه از كشورشان خارج نشد.  کشف آمريکا به دست مسلمانان موضوع مورد بحث فواد 

در اين جا يك نكته دردناكي نيز درباره تاريخ جغرافيا و الكتروگرافي وجود داشته كه هميشه پوشانده مانده است و آن درباره ابداعاتي است كه در اين زمينه از اوائل قرن سوم هجري تا اواخر قرن نهم يا دهم در كشورهاي اسلامي انجام شده كه هميشه مجهول مانده است. در اين دوران تمامي نمونه‌هايي كه از ملت‌هاي گذشته وجود داشته با گذشت زمان از بين رفته كه براي نمونه مي‌توان به نقشه مارينوس كه متعلق به نيمه اول قرن دوم ميلادي است و ترجمه نقشه بطلميوسي در همين قرن اشاره كرد.

مسلمانان در اين زمان جغرافياي رياضي را به عنوان شاخه‌اي مستقل از علوم كشف كردند و در قرن چهارم هجري جغرافياي انساني را تا بدان‌جا پيش بردند كه اروپايي‌ها هيچ آگاهي‌اي از آن تا قرن نوزدهم ميلادي نداشتند. تا قرن يازدهم نقشه‌هايي كه در اين مدت كشيده شده به اروپا و حتي خارج از اسپانيا رسيد. نقشه‌هاي تقليدي آن‌ها در آن موقع غيرمتناسب و در بسياري از مواقع نادرست بود.

از مهمترين دستاوردهاي نقشه‌هاي كشورهاي اسلامي كشيدن نقشه جهان اسلام با اهميت دادن به درجه‌هاي طول و عرض جغرافيايي و اندازه‌هاي جديدي بود كه از قاره‌ها و اقيانوس‌ها استخراج مي‌شد.

از مهمترين نكته‌هاي تعجب‌آور در اين اندازه‌ها درجه طول اقيانوس هند است. مثلا بعضي از اندازه‌هايي كه براي سنجيدن مسافت شرق آفريقا و سوماترا در نظر گرفته بودند چند كيلومتر اشتباه بود. من در اين جا نمي‌توانم به طور كامل درباره اين موضوه توضيح دهم ولي مي‌توانم شما را به جلدهاي دهم، يازدهم و دوازدهم از كتابم با نام تاريخ ميراث عربي كه به زبان آلماني نوشته شده و جلدهاي دهم و دوازدهم آن به تازگي به انگليسي نيز به حمد‌الله تعالي ترجمه شده مراجعت دهم.

در اين جا بعضي از نقشه‌هايي كه منطبق با موضوع مورد بحث ما است را برايتان معرفي مي‌كنم:
1- نقشه جهان بطلميوسي

2- نقشه جغرافيايي مامون خليفه عباسي (يك‌چهارم اول از قرن سوم هجري).

3- نقشه جهان كه بر اساس كتاب‌هاي جديد كشيده شده.

4- نقشه ادريسي (سال 549 هجري قمري).

5- بهترين و قديمي‌ترين نقشه‌اي كه به دست ما رسيده كه اروپايي‌ها از نقشه مامون تقليد كرده‌اند. (در حدود سال 1265 ميلادي).

6- نقشه قسمت غربي درياي مديترانه و غرب اروپا در حدود سال‌هاي 700 هجري قمري. (به نقشه‌هاي شماره 9 – 10 مراجعه شود)
7- نقشه آسيا شمالي (از قرن هفتم يا هشتم هجري كه از زبان تركي قديم به فرانسه ترجمه شده است).

در اين جا بايد به نقشه فرضي ابوريحان بيروني نيز اشاره كرد. او اقيانوسي را ميان اروپا و آسيا تصور كرده كه مي‌توان آن را به دو صورت خشكي و يا كشورها تصور كرد... .

بعد از آن مسعودي مورخ و جغرافيدان سال 345 هجري قمري در كتابش مروج الذهب (تبليغ طلا) مي‌گويد: «درباره اقيانوس اطلس خبرهاي عجيب و باورنكردني‌اي دست يافته‌ايم كه درباره آن به عنوان اخبار زمان مي‌پردازيم. گفته مي‌شود در آن جا چيزي ديده شده كه در ميان مردم اندلس مصرف زيادي پيدا كرده است. اين ماده جديد خشخاش نام دارد كه در ميان مردم قرطبه نيز كشت مي‌شود. يك مرتبه كسي كه از اين ماده استفاده كرده بود عده‌اي را دور خود جمع كرده و آن‌ها را سوار كشتي مي‌كند و آن‌ها را به اين دريا برده و در آن‌جا ناپديد مي‌شوند. آن‌ها مدت‌ها بعد در حالي كه غنائم بسياري با خود آورده بودند به ميان مردم اندلس باز مي‌گردند. اين داستان ميان مردم اندلس شهرت بسياري دارد.»

جغرافي‌دان بزرگ ادريسي (كه كتابش را در سال 540 هجري نوشته) نيز درباره كارهاي مردم زمان خود مي‌گويد: «مردمي كه به اقيانوس مي‌رفتند هر آن‌چه كه درباره آن وجود داشته را مي‌آموخته و تا آخر آن نيز مي‌رفته‌اند. اين كار بيشتر پيشه مردم لشبونه بوده است. آن‌ها به تربيت دريانوردان بسيار مشهورند.»
داستاني نيز در اين جا از ابن فضل الله العمري نقل شده مبني بر اين كه در سال 712 هجري قمري سلطان مالي محمد بن جو قصد سفر از غرب آفريقا به انتهاي اقيانوس اطلس كرد. او براي اين كار دويست كشته با تمامي تجهيزات مهيا كرد. تمامي آن‌ها بعد از سفر در دريا غرق شدند به غير از يكي. بعد از آن سلطان كشتي‌هاي ديگري را براي سفر آماده كرد و خود نيز با آن‌ها رفت و ديگر هرگز به خشكي باز نگشت.

قبل از اين كه به داستان كريستف كلمب بپردازم بايد در اين جا چندين نكته درباره دريانوردان اسلامي در جهان را يادآور شوم:
در قرن اول هجري منطقه‌‌اي وجود داشت به نام شهر كانتون در چين. در قرن اول منطقه ديگري نيز وجود داشت به نام ماداگاسكار كه تمامي سكنه آن به اسلام گرويده بودند. در قرن سوم هجري كشتي‌هايي در شهر ابله نزديك بصره ساخته مي‌شد كه به جاي استفاده از ميخ آن‌ها را مي‌دوختند. آن‌ها كالاهاي تجاري خود را به وسيله اين كشتي از شهر ماسه در اغادير در مراكش به چين مي‌بردند.

سفرهاي دريايي با اين كشتي‌ها براي دريانوردان آن روزگار بسيار آسان‌تر بود. اين كشتي‌ها تا قرن چهارم هجري كماكان مورد استفاده بوده است.

دريانوردان اين كشتي‌ها براي فهميدن طول و عرض جغرافيايي نيز از چوب‌هاي ويژه‌اي موسوم به اسطرلاب بهره مي‌برده‌اند. بيشترين خطاي ممكن اين دستگاه تنها پنج درجه دريايي بود.


در اين جا بايد از برخي نقشه‌هاي نوري نيز صحبتي كنم.
نقشه مشهوري از راهب ايتاليايي فرا ماورو (كه يك راهب عرب بود) وجود دارد كه بر اساس درخواست پادشاه پرتغال در سال 1459 ميلادي كشيده شده است.
با دقيق شدن به موضوعات و مطالبي كه در اين نقشه وجود دارد درمي‌يابيم كه در سال 1420 ميلادي يك كشتي هندي (مقصود كشتي عرب است) قصد سفر به جزيره مردان و زنان كرد، از اين رو از بالاي راس الذئاب {گرگ‌ها} ( (منظور كرانه‌هاي منطقه صالح است) و از جزاير خضراء (درشمال غرب آفريقا) گذشت، سپس به غرب رفته و به درياي زفطي(نام قديمي اقيانوس اطلس در ميان اعراب قديم) رسيده و 40 روز مطابق حدود دو هزار ميل (چهار هزار كيلومتر) مسافت طي كرد. سپس در هنگام بازگشت 70 روزه به كرانه‌هاي بالاي گرگ رسيد. اين خبر مي‌تواند در اهميت اخبار و وجود نقشه در آن روزگار مهر تاييدي بزند.

مهمترين نقشه‌اي كه درباره آن بحث و جدل‌هاي فراواني مي‌شود مربوط به نقشه دريايي عثماني است كه در سال 1929 ميلادي در كتابخانه طوبگابوسراي در استانبول كشف شد. گفته مي‌شد اين نقشه‌ همان نقشه كريستف كلمب است كه عثماني‌ها با يورش به اسپانيا در سال 1501 به آن دست يافته‌اند. گفته مي‌شود اين نقشه را كريستف كلمب در سال 1498 ميلادي كشيده است.

بحث و جدل بر روي اين نقشه بسيار مشكل است زيرا كه خوانندگان ما با توضيحات مربوط به طول و عرض جغرافيايي گيج خواهند شد. اما آن چه كه تا كنون كشف شده نقشه كريستف كلمب در حدود 20 تا 35 درجه در طول و عرض جغرافيايي خطا دارد. همچنين در اين نقشه اطلاعات چنداني درباره امريكا جنوبي مگر اطلاعاتي اندك در شمال آن به چشم نمي‌خورد و از اين رو نمي‌توان گفت او يكي از مخترعان اصلي اين نقشه است.

در حقيقت بر اساس مطالعاتي كه بر روي نقشه‌هاي كريستف كلمب شده تمامي آن‌ها از نقشه‌هاي عربي اقتباس شده است. چيزي كه در اين جا مهم است گفته‌اي است كه لاس كاساس يكي از مورخان هم‌عصر كريستف كلمب مي‌گويد. او مي‌گويد كه كريستف كلمب هميشه نقشه‌اي به همراه داشت كه در آن تمامي جزيره‌ها و قاره‌هاي بزرگ كشيده شده بود. اين نقشه مال خودش نبود. او نقشه‌هاي بسياري از مناطق مختلف در اختيار داشت كه از آن‌ها در سفرهاي مختلفش استفاده مي‌كرد. از نكات مهمي كه او درباره اين نقشه مي‌گويد اين است كه كريستف كلمب براي فهميدن درستي نقشه تعدادي كشتي را با فرماندهي كشتي مارتين آلونزو بينرون به برخي جزيره‌هاي نزديك كه در نقشه آمده بود، فرستاد. او با آن‌ها درباره صحت و سقم مسافت‌ها و موقعيت‌هاي جزيره‌ها مطابق با آن‌چه كه در نقشه آمده بود، بحث و جدل مي‌كرد. آن‌ها به كلمب گفتند كه اهالي جزيره به آن‌ها گفته‌اند كه قبل از رسيدنشان به جزيره عده ديگري نيز به جزيره‌شان آمده بودند. در اين جزاير همچنين كشتي‌هاي مدرن و دريانوردان ماهري وجود داشتند. بيري دريانورد عثماني مي‌گويد كه كريستف كلمب با فكر رسيدن به معادن و جزايري كه در نقشه در سواحل غربي اطلس درج شده بود، قصد سفر به اقيانوس اطلس را كرد. همچنين گفته مي‌شود در زمان كريسف كلمب شيء مشهوري وجود داشت كه كريستف كلمب براي رسيدن به آن قصد سفر كرد.

در سال 1933 و در حالي كه هيچ اطلاعي درباره نقش اعراب و مسلمانان در تاريخ علم نقشه‌‌هاي جهان وجود نداشت پاول كاله با اتكا بر صحبت‌هاي بيري مطالعات وسيعي را مبني بر چگونگي رسيدن كلمب به نقشه جهان و انجام سفرهاي دريايي با قصد رسيدن به جزايري خاص آغاز كرد. مهمترين اين جزاير كوبا، انتيلا، هاييتي، پورتوريكو و جزاير نساء بودند. او دريافت كه نقشه‌اي كه در دست كلمب بوده نقشه اصلي بوده و بر اساس طول و عرض جغرافيايي كشيده شده است. بر اساس اين نقشه كلمب سفرهاي سه‌گانه دريايي خود را آغاز كرد. همچنين اين نقشه همان نقشه‌اي بوده كه او در تمامي سفرهايش از آن استفاده مي‌كرده است. كاله همچنين توانست دريابد كه اين نقشه توسط شخصي به نام پائول توسكانلي به كريستف كلمب رسيده است. سئوالي كه هميشه براي اين مستشرق آلماني باقي ماند اين بود كه چگونه پائول توسكانلي اين نقشه را به دست آورده و اصل آن را چه كسي كشيده است و آيا كسي قبل از او به اين مناطق سفر كرده بود يا خير.

در اين جا لازم مي‌بينيم كه به نكته‌اي اشاره كنم و آن اين كه نيمه شمالي اين نقشه كه ترجمه عثماني آن از نسخه كلمب موجود است نشان مي‌دهد كه نيمه شمالي قاره امريكا قبل از كلمب كشف شده اما ممكن است قسمت‌هاي جنوبي قاره توسط پرتغالي‌ها كشف شده باشد. من نمي‌توانم در آن‌جا درباره نظريات كاله بحث كنم مگر اين كه بگويم جنوب امريكا و قسمت اعظم جزاير امريكاي مركزي قبل از كلمب نيز معروف بوده و بعد از آن پرتغالي‌ها اقدام به سفر به آن‌جا كرده‌اند.

اولا: جالوائو مورخ پرتغالي (متوفي سال 1555 ميلادي) در تاريخ اكتشافات مي‌گويد كه پادشاه دوم بيدرو بيشترين فرزندان پادشاهان پرتغال را داشته و سفرهاي طولاني به اروپا و قدس در سال‌ 1428 ميلادي انجام داده است. او نقشه‌اي را با خود داشته كه در آن كرانه‌هاي صالح و تنگه امريكاي جنوبي كه بعدها ماگلان خوانده شد بر روي آن وجود داشته است.

ثانيا: آنتونيو بيگافيتا كه خود به تنگه ماگلان سفر كرده و درباره آن نقشه‌هايي طراحي كرده مي‌گويد كه او ماگلان را با استناد به نقشه‌ سال 1507 كه در آن تنگه ماگلان رسم شده، كشيده است. (به شماره 19 مراجعه شود)
در اين جا اهميت نقشه‌هاي موجود كه وجود امريكاي جنوبي را در آن روزگار نشان مي‌دهد، به وضوح ديده مي‌شود. در آن نقشه قسمت جنوبي قاره امريكا حد اعلاي نقشه‌هاي مسلمانان بود. همچنين نمي‌توانيم به اصل معروفيت آن‌ها اشاره كنيم. نقشه‌هاي مشهور ديگري كه همانند اين نقشه معروف باشند نيز وجود ندارد. از اين رو اين نقشه مي‌تواند اولين نقشه دقيقي به حساب آيد كه تا كنون كشف شده است. در مراحل بعدي است كه نقشه‌هاي اسپانيايي‌ها، پرتغالي‌ها و ايتاليايي‌ها گنجانده مي‌شود.

در اين جا تعدادي نقشه را برايتان معرفي مي‌كنم:

1- نقشه جاوايي: اين نقشه قسمتي از منطقه جاوايي را نشان مي‌دهد كه در سال 1511 ميلادي به دست پرتغالي‌ها افتاد. اين مكان همان‌جايي است كه الآن مالزي گفته مي‌شود. اين نقشه به 26 قسمت تقسيم و ترجمه شد و با شگفتي زيادي كه پرتغالي‌ها جذب زيباي آن منطقه‌ها شده بودند به پرتغال فرستاده شد. مطالعه بر روي اين نقشه بسيار جذاب است به گونه‌اي كه انسان را به شگفتي غيرقابل وصفي وا مي‌دارد. در اين نقشه قسمت جزئي‌اي از برزيل نيز آورده شده كه بسيار با واقعيت مطابقت دارد. (به شماره 20 – 21 مراجعه شود)
2- نقشه خوان دو لا كوسا كه در سال 1500 ميلادي كشيده شده است. صاحب اين نقشه جزو كساني بوده كه به همراه كلمب به دريانوردي پرداخت. در اين نقشه تصوير برزيل همانگونه‌اي كه بيري توصيف مي‌كند، آمده است. آن‌ها هميشه اميدوار بوده‌اند كه تصوير برزيل همانگونه‌اي باشد كه در نقشه آمده يعني در بالايش تنگه ماگلان قبل از رسيدن پرتغالي‌ها وجود داشته باشد. همچنين وجود طول‌ها و عرض‌هاي جغرافيايي‌ از قسمت‌هاي مهم اين نقشه است. سنجيدن چنين مقياس‌هايي نياز به زمان طولاني‌اي دارد و بايد به طور دقيق استخراج شود لذا حتما از جايي ديگري اقتباس شده است. همچنين اسم درياهاي امريكاي جنوبي در اين نقشه از جاي ديگري اتخاذ شده است.

3- آخرين نقشه‌اي كه در اين‌جا معرفي مي‌كنم و جزو قديمي‌ترين نقشه‌هاي قديمي است نقشه‌اي است كه آلبرتو كانتينوي ايتاليايي كشيده شده و بعد از بازگشت فاسكو دا جاما به سرعت منتشر شد. در اين نقشه آفريقا، سواحل جنوب امريكا و قاره‌هاي ديگر در نهايت دقت مطابق با طول و عرض جغرافيايي كشيده شده است. اين نقشه قبل از بازديد پرتغالي‌ها از منطقه كشيده شده است. من هيچ شكي ندارم كه اين نقشه در اصل از يك نقشه اصلي نسخه‌برداري شده است.

نقشه‌اي كه بيري دريانورد عثماني مورد استفاده قرار داده و آنفا نيز آن را ذكر كرده به گمانم به قرن پانزدهم ميلادي باز مي‌گردد و هماني است كه در دست كريستف كلمب قبل از انجام سفرش بوده است. گرچه بايد اول آن را با اصل نقشه تطبيق داد و سپس درباره آن قضاوت كرد. اما اين نكته را مي‌توان گفت كه نقشه‌اي كه به طور دقيق در آن طول و عرض جغرافيايي سنجيده شده باشد و قاره‌ها بر اساس آن كشيده شده باشند اولين بار توسط مسلمانان كشيده شده و اين تنها اعراب و مسلمانان بودند كه مي‌توانستند چنين نقشه دقيقي را بكشند. از شگفتي‌هاي اين نقشه اين است كه در جنوب آن قاره بزرگي كشيده شده كه در حقيقت با قطب جنوب مطابقت دارد. با تمام اين احوال ما فقط مي‌توانيم كه بگوييم احتمال دارد مسلمانان با وجود چنين نقشه‌هاي دقيق و شناخت از طول و عرض جغرافيايي اولين كساني بوده‌اند كه قاره امريكا را كشف كرده‌اند. آن‌ها با كمك نقشه‌هاي خود به سمت جنوب مي‌رفتند و فقط مي‌رفتند تا به جايي برسند و مانند بسياري از سفرهايشان كنجكاو بودند كه بدانند آخر اقيانوس‌ها به كجا مي‌رسد.

در اين جا به نقل دو خبر اكتفا مي‌كنم. اولا: راهب و پيشگوي دومنيكني گيوم آدم كه سال‌ها در قرن هجدهم در جهان اسلام زندگي كرد و 20 ماه از عمر خود را در آن سوي اقيانوس هند سپري كرد از اقامت محل خود در 24 درجه جنوبي خط استوا كه دريانوردان به 54 درجه جنوبي آن رسيده بودند، خبر داد.
ثانيا: ليفيو سانوتو جغرافي‌دان بزرگ ايتاليايي در كتاب خود در سال 1588 ميلادي درباره جغرافياي آفريقا مي‌گويد كه اعراب از زنگبار تا قاره جنوبي دريانوردي مي‌كردند.

اما نقشه‌اي كه كلمب توسط برادرش به دستور پادشاه اسپانيا در سال 1503 ميلادي ساخت شكل زير را داشت.

ما به اسپانيايي‌ها و پرتغالي‌ها كه در اطاعت امر پادشاهانشان كوشا بودند مديونيم زيرا پادشاهانشان رغبت زيادي به دريانوردي داشتند و براي رسيدن به قاره‌ها و درياهاي جهان كه توسط نقشه‌ها و اخباري كه از دنياي اسلام به دست آن‌ها مي‌رسيده بسيار اهميت مي‌دادند و دريانوردان خود را حمايت مي‌كردند. آن‌ها توانستند به همين ترتيب قاره امريكا را كشف كنند. تا كنون تحقيقات چنداني درباره نقشه‌هاي اسلامي كه اطلاعات كمي از آن‌ها در اختيار است صورت نگرفته و هر آن‌چه كه داريم بر اساس اطلاعات ما از تاريخ جفرافيا و الكتروگرافي است.

 

آخرین بروز رسانی در یکشنبه, 24 آبان 1388 ساعت 23:41
 

حاضرین در سایت

ما 3 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز147
mod_vvisit_counterدیروز142
mod_vvisit_counterکل بازدیدها26179
آسمان نيوز, Powered by BusherHost