| اشکال مرموز کشتزارهاي گندم و هندسه دوجيني |
|
|
|
|
اشکال مرموز کشتزارهاي گندم و هندسه دوجيني
حدودا بيست سال است که هر چند يک بار در يکي از کشورهاي اروپايي واقعه عجيبي اتفاق ميافتد . داستان هم اين است که شب ميخوابند و صبح که بيدار ميشوند ميبينند که در مزارع گندم دايرههاي بزرگي ايجاد شده است . اين اتفاق نميتواند عادي و يا شوخي و جعلي باشد . گذشته از اين يک شبه نميشود چنين اشکالي را با آن دقت در مزارع ايجاد کرد . در اين بين بحران دايرههاي گندمزاري متوقف نشده است ، بلکه توسعه نيز يافته و جالب است که اشکال هندسي ، سال به سال هندسيتر ، پيچيدهتر و پرکارتر شدهاند .
آزمايشها و بررسيهاي شبانه با کمک دوربينهاي مادون قرمز و ميکروفنها ثابت کردهاند که اين اشکال عجيب و غريب و شايد در باطن پر معني ، شب هنگام و در کوتاهترين زمان و بدون ايجاد کمترين سر و صدايي يا تظاهرات عيني و گويي که بطور صد در صد نامريي بوجود آمدهاند . اين اشکال در طول 20سال گذشته هندسيتر ، هنريتر ، پيچيدهتر و پر طرحتر شدهاند . مثلا دايرهها بزرگتر شدهاند . گاهي دايرهها مانند حلقههاي سمبل المپيک تو در تو هستند و در يک مورد هم يک مثلث نيز به آنها اضافه شده است . اشکالي هم شبيه حشرات و ماهيها عينا مانند آثار نقاشي ماقبل تاريخ که در غارها کشف شده ديده شدهاند . در کل کسي که اين اشکال را ايجاد کرده است در نوعي خط تصويري نظير خط هيروگليف مهارت داشته و خواسته است که با زبان بي زباني به ما چيزهايي بگويد . برخي از محققيني که ماجرا را مورد بررسي قرار دادهاند ، ميگويند که اين اشکال از فضا و با کمک نوعي اشعه شبيه اشعه ليزر دايرهوار سوزانده ميشوند و بعيد نيست که در حين عمل ، صداي خش و خش مانندي نيز بلند شده باشد . ولي در کل از روي شکلهاي اين مزارع بايد نتيجه گرفت که فاعل هر کسي که باشد ، روحيه اعتدالي دارد و از هندسه و هنر چيزهايي سرش ميشود و در ضمن با طبيعت هم سر و کار دارد . بطور کلي ميتوان گفت که آنها موجودات بي آزار و صلح جويي هستند و ميخواهند ، خود را به نحوي از انحا با طبيعت زمين تطبيق دهند و به ما حالي کنند که ما هم هستيم . نيرويي که بتواند ساقههاي گندم را خم کند ، الزاما بايد ويژگيهاي خاصي نيز داشته باشد . چون در بعضي از گندمزارها ساقههاي گندم در اين اشکال بريده و يا سوزانده نشدهاند ، بلکه خيلي تميز و پاکيزه با زاويه 90درجه خم و خوابانده شدهاند . يعني به بوته گندم امکان داده شده است که به رشد خود ادامه دهد ولي نه بصورت قائم ، بلکه بصورت افقي . مسئله کشف و تشخيص آثار راديواکتيو در اين اشکال ، موضوع را پيچيده تر کرده است . در تمام اشکال ، آثار تشعشعات راديو اکتيو بتا و گاما ( البته با شدت ضعفهاي متفاوت ) تشخيص داده شده است و آزمايشگاهها نظر دادهاند که در بعضي از مزارع ، مقدار اشعه بتا و گاما زياد و در برخي کم است . تشکيلات موسوم به حلقههاي کشتزار ، اغلب در مزارع غلات پديد ميآيند و طي فرآيندي که به پيدايش آنها ميانجامد ، گياهان به نحوي اسرار آميز بر روي زمين ميخوابند . بدين صورت الگوهايي پديد ميآيد که يک باره و بي آنکه در روشنايي روز پيش از آن ، کسي آنها را ديده باشد ، توجه مردم را به خود جلب ميکنند .
شواهد موجود نشان ميدهند که وقوع اين پديدهها ، از اوايل قرن بيستم به بعد ، سال به سال افزايش يافته است ، به طوري که در دهه 1970به رويدادي آشنا تبديل شده و از دهه 1960به بعد توجه اذهان عمومي را به خود جلب نموده است . از سال 1972به بعد ( يعني سال مشاهده عيني صحنه وقوع توسط باند و شاتل وود ) تاکنون در حدود ده هزار گزارش از پيدايش مستند حلقههاي کشتزار با اشکال گوناگون ، در نقاط مختلف جهان ارائه شده است . قطر بعضي از اين حلقهها به يک کيلومتر ميرسد و برخي ديگر از آنها مساحتي بالغ بر 19هزار متر مربع را مي پوشانند . در اين تصوير ، صورت يک موجود نقش بسته است !
نکته شگفت انگيز ديگر اينکه اثر اين عامل خارجي ، انتخابي است . يعني بندهايي که تحت تاثير قرار ميگيرند و جهت و ميزان خميدگي آنها ، بسته به طرحي که پياده ميشوند ، در بخشهاي مختلف تغيير ميکند . مثلا ممکن است در يک سمت الگو ، نخستين بندهاي بالاتر از سطح زمين ، آب از دست بدهند و در سمت ديگر ، دومين بندها . به اين ترتيب ، به راحتي ميتوان آثار تقلبي را از نمونههاي اصلي تشخيص داد . خم کردن ساقهها با دست يا هر وسيله مکانيکي ديگري ، علاوه بر ايجاد آسيب در گياه ، منجر به بروز خميدگيهايي ميشود که عمدتا در ميان فواصل بندها و نه در خود آنها به وجود ميآيند . ساز و کار فوق نشان ميدهد که احتمالا تابش امواجي نظير مايکروويو که به صورت منفرد بر برخي از بندها اثر ميکند ، عامل پيدايش الگوي خميدگي هاست . با توجه به پيچيدگي هندسي طرحها ، چنين مينمايد که نوعي وسيله هدايت کننده اصلي ( نظير يک رايانه ) فرمانهاي مقدماتي را به يک دستگاه عمل کننده نهايي ( نظير دستگاه مولد پرتوها ) ميفرستد و اين دستگاه دوم ، اثر قابل مشاهده را بر بندهاي ساقه اعمال ميکند . بررسي خاک مزارع در بخش داخلي طرحهاي مربوط به حلقههاي کشتزار ، توسط دانشمندي به نام کالين اندروز ، نشان داده است که ميزان تشعشع الکترومغناطيسي آن ، تا 100درصدبيشتر از حد عادي است و گزارشهاي ارائه شده ، مشخص کردهاند که در سالهاي متعاقب اين رويداد ، منطقه تحت تاثير ، تا 40درصدبا افزايش محصول رو به رو شده است . همچنين ، اندازهگيريهاي مربوط به گسيل انرژي ، آشکار ساختهاند که تا چندين روز پس از پيدايش حلقهها ، نوعي انرژي در محدوده فرکانس 5کيلو هرتز ، از منطقه ساطع ميشود که برخي از افراد حساس ، آن را در قالب صدايي لرزان ميشنوند . بسياري از کساني که از اين حلقهها بازديد ميکنند ، دچار واکنشهاي جسمي خاصي ميشوند که از آن جمله ميتوان به حالت تهوع ، سردرد ، گيجي ، احساس قلقلک و دردهاي گوناگون اشاره کرد . نظير اين نشانگان را مي توان در ناخوشيهاي حاصل از تاثير پرتو راديو اکتيو نيز مشاهده کرد . گفته ميشود که ساعتها ، تلفنهاي همراه ، دوربينهاي عکاسي و به ويژه دستگاههاي الکترونيکي که براي بررسي وارد منطقه ميشوند ، دچار اختلال ميشوند و نيز ادعا ميشود که قطب نماي هواپيماها ، در بالاي اين مناطق ، به صورت ديوانه وار به چرخش درميآيد . اشخاصي که شاهد پيدايش حلقههاي کشتزار بودهاند ، متوجه تابش سرخ رنگي بر سطح زمين شدهاند . خميده شدن گياهان در 5دقيقه اتفاق ميافتد و در اين مدت ، هيچ کس ، شخص يا وسيلهاي را که بتوان اين رويداد را به آن نسبت داد ، نديده است . در برخي موارد ، پيدايش اشکال پيچيده اين حلقهها با برخي حوادث عجيب همراه بوده است . مثلا ديده شده است که سگهاي مجاور يک منطقه در فاصله ساعت 2تا 4بامداد پارس کردهاند و صبح روز بعد ، پيدايش حلقهاي در آن منطقه گزارش شده است ، و يا ديدهاند که احشام ، پس از ورود به محوطه حلقهها بيمار شدهاند . در دامنه تپهها ، متوجه وزش بادهاي عجيب شدهاند و همچنين مشاهده گويهاي نارنجي نوراني ، شنيدن صداهاي خش خش مانند عجيب و ظهور مکرر اشياء پرنده ناشناس ، از ديگر وقايع پس از ظهور حلقهها بودهاند .
اين تصوير در سال 1992ايجاد شده است . اگر دقت کنيد عين همين تصوير در آثار باستاني اينکاها در امريکا ديده ميشود . واقعا باور نکردني است ! طول اين تصوير 130متر و عرض آن 40متر است ! مکان در گراسدورف آلمان ميباشد . اين تصاوير و اشکال هندسي دليلي بر اثبات وجود رابطهاي مابين سرخ پوستان امريکا و سرنشينان يوفو ميباشد .
-------------------------------------------------------------------------------- همانطور که در مورد رياضيات مختص فيزيک توضيح داده شد ، مقوله رياضيات براي انسان ، از شمارش موجودات هستي شروع شده و سيستم شمارش اعداد به تعداد انگشتان دو دست بوده است ( يعني مبناي دهدهي ) ، در واقع راهبرد انسان در رياضيات مقايسه تعداد اشيا با تعداد انگشتان دو دست است . يعني يک حرفه دستي که امروزه مکانيزه و ماشيني شده است . در طول تاريخ ثبت شده که پيشرفت جامعههاي متمدن با توسعه سيستم شمارش اعداد و نوشتار متن گفتار ( کتابت و کتاب نويسي ) همراه بوده که چنين بهنظر ميرسد که همگي ريشه در وحي کتب آسماني و تاريخ اديان داشته است . نشانههايي از سيستمهايي از اعداد بر پايه سه ، چهار ، پنج ، شش ، هشت و بيست در ميان سرخ پوستان آمريکاي شمالي پيدا شده است . بعضي شواهد از سيستم اعداد بر پايه دوازده را ميتوان در مثال اينکه هر فوت دوازده اينچ است يا هر شيلينگ انگليسي دوازده پنس و يا اينکه هر سال دوازده ماه است و يا شبانه روز دو تا 12 ساعت است و ... ، ملاحظه کرد . اما در جوامع امروزي بهنظر ميرسد که سيستم اعداد بر پايه ده برنده شده است . البته نه بهعلت وجود مزاياي ذاتي ، بلکه به نظر ميرسد که به سبب وجود ده انگشت دو دست ميباشد . اما با تحقيق و مطالعه متوجه اين موضوع ميشويم که سيستم شمارش اعداد بر مبناي 12 بر عالم حاکم شده است و اين مسئله مربوط به خلقت خداوند ميشود که دليل آن در دو مبحث نظريه حبابهاي سطحي و شالوده هندسه دوجيني ، نظريه ذرات حجمي و ترديد در تئوري نيروي هستهاي قوي توضيح داده شد . سيستم دوجيني از بعضي جهات راحتتر از سيستم دهدهي است . راحتي فوق اصولا از اين حقيقت ناشي ميشود که تعداد مقسوم عليههاي دوازده از تعداد مقسوم عليههاي ده بيشتر ميباشد . دوازده بر يک ، دو ، سه ، چهار ، شش و دوازده بخشپذير است . بنابراين بسياري از محاسبات دستي در سيستم دوجيني تا حدودي سادهتر از سيستم دهدهي هستند ، بعضي از کسرهاي معمولي که در مبناي دهدهي به صورت عددهاي کسري متناوب در ميآيند در مبناي دوجيني چنين نيستند . براي نمونه کسر 3/1 که همان 12/4 ميباشد در مبناي دوجيني به صورت 0.4 است و ..... که در صورت علاقمندي مراجعه نماييد به مبحث رياضيات مختص فيزيک چيست ؟ چنين بهنظر ميرسد ، موجودات هوشمند منجمله انسان و UFO و USO که توانايي انجام دادن عمليات و محاسبات رياضي را دارند بهطور ذاتي از سيستمهاي شمارش بر مبناي دهتايي و دوازدهتايي بهره ميجويند . به عکسهاي زير توجه نماييد .
عکس فوق مربوط به جنازه يک سرنشين بشقاب پرنده است ( يوفو ) . همانطور که مشخص است تعداد انگشتان او در دو دست ، همانند انسان 10 عدد ميباشد .
به هر حال تعداد انگشتان يک موجود هوشمند تاثير زيادي در اندوختههاي فکري و دانش او از عالم پيرامون دارد و چنين بهنظر ميرسد که موجودات 12 انگشتي باشعورترين ، موفقترين و تکامل يافتهترين موجودات در عرصه علم و دانش منجمله رياضيات و فيزيک باشند . و مسلما موجودات باهوشتري هم يافت ميشوند که اين سيستم شمارش اعداد را عليرغم مغايرت با تعداد انگشتان خود ، برگزيدهاند چرا که نشانههايي از آن سيستم در ميان ما انسانها يافت ميشود که دال بر وجود يک نوع رابطه علمي آنها با گذشتگان ما در روي سياره زمين بوده است و شايد آنها با گذشتگان ما نوعي همزيستي داشتهاند .
عکس فوق مربوط به جنازه يک موجود 12 انگشتي است که در کنار بشقاب پرنده سقوط کرده در نيومکزيکو ( واقعه روزول ) يافت شده است . اينک به رابطه اين اشکال با سيستم شمارش دوجيني يا هندسه دوجيني ميپردازيم و به چند نمونه از اين اشکال گندمزار اشاره ميکنيم . اشکال شش ضلعي برگرفته از ستاره داوود يعني نماي ايزومتريک مکعب کاملا مشهود است . اين اشکال ثابت ميکند که سيستم شمارش اعداد و هندسه طراحان آن بر مبناي دوجيني است ، يعني به تعداد انگشتان دو دستشان.
|







